تبليغاتX
گفت و گو نویس - مسجدجامعي :جامعه‌ي هنري نداي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها را شنيد، اما فرصت لازم براي عرضه نيافت
*گفت‌وگوي ايسنا با احمدمسجدجامعي*
*گفت‌وگو تمدنها دغدغه‌ محافل علمي‌ودانشگاهي داخل نبوده‌ است
*بيش ازاين مي‌توانيم ازظرفيت‌هاي تمدني ايران‌واسلام استفاده كنيم

 

همزمان با روزهايي كه متفكران غربي ايده‌ي جنگ تمدن‌ها را مطرح مي‌كردند، حجت‌الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق كشورمان طرح گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را مطرح كرد ، طرحي كه از سوي جوامع داخلي و خارجي خصوصاً سارمان ملل متحد مورد استقبال قرار گرفت و دبيركل سازمان ملل سال 2001 را سال گفتگوي تمدن ها نامگذاري كرد و به موازات آن 30 شهريور ماه هر سال نيز در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران به نام روز گفت وگوي تمدن ها نامگذاري شد.

به واسطه‌ي همين سهم موثر ارتباط تمدن‌ها و فرهنگ ها در غني سازي فكر، تمدن و فرهنگ انسان رييس جمهور سابق كشورمان در سال‌هاي بعد از فراغت از مسووليت رسمي در قوه‌ي مجريه اين ايده را به همراه جمعي از وزرا و مديران دولت سابق در قالب موسسه‌ي بين المللي گفت‌وگوي فرهگ‌ها و تمدنها پي گيري كرد.

احمد مسجد جامعي، وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي، كه درحال حاضر به عنوان عضو هيات امنا و مديره‌ي موسسه‌ي بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تجارب خود در حوزه‌ي فرهنگي را در خدمت اين ايده قرار داده در تحليل جايگاه ايده گفت‌گوي تمدنها در جامعه‌ي ايراني معتقد است كه جامعه‌ي هنري نداي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را شنيد، اما در مقابل آن پرداختن به ايده‌ي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها چندان دغدغه‌ي فكري محافل علمي و دانشگاهي داخل كشور نبوده و نيست.

وي همچنين معتقد است كه سياست‌مداران در حوزه‌ي تفكر و فضاي عمومي و فكري نقش درجه‌ي اول ندارند و حرف اول را نمي‌زنند، بلكه آنها عملا در فضايي كه از ناحيه نخبگان ايجاد مي‌شود، اقدام مي‌كنند.

اين عضو هيات امناي موسسه‌ي بين المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدنها همچنين اعتقاد دارد كه اگر اصل ايده درست و روشن تعريف شود و كساني كه پشتوانه‌ي نظري و عملي مباحث را دارند به درستي انتخاب شوند در شرايط دشوار هم مي‌توان كار را پيش برد.

خبرنگارسرويس اديان و تمدن‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به مناسبت "روز گفت‌وگوي تمدنها" گفت‌وگويي را با وزير سابق فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي انجام داده كه به اين شرح است:

سهم هنر را در مقوله‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- مقدمه‌ي تحقق گفت‌وگو درك درست است، درك درست يكديگر. اين نيز نياز به تعيين صحت و سقم مطالب و موضوعات ندارد، اين درك هم حسي است و هم عقلي، هر چند درك حسي فراگيرتر است و درك عقلي مخاطب محدودتري دارد. هنر در حوزه‌ي درك حسي به ويژه نقش موثري دارد و مي‌تواند ايجاد حس همدلي و حس كينه كند. حس كينه از طريق هنر هم ممكن است و هم تاثيرگذار، مانند فيلم‌هايي كه با محور نژادپرستي به توهين نسبت به ديگر فرهنگ‌هاي مي‌پردازد و نمونه‌اش همين فيلم‌هاي ضد ايراني اخيراست.البته هنر حس همدلي و محبت را هم به دنبال دارد، مانند موسيقي‌هاي اخير غربي كه بعضا متاثر از اشعار مولانا است.

فرهنگ ايراني به لحاظ تاريخي تا چه حد استعداد و تمايل به گفت‌وگو دارد؟

- ايران چهارراه تمدني است و در جريان گفت‌وگوي تمدني به نحوي پيوسته قرار داشته و از ظرفيت‌هاي جديد بهره برده است. در جريان گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها استفاده از تجربه‌ي كهن ضروري است، اما شناخت جريان‌هاي مدرن نيز لازم است. اين شناخت نياز به نگاه جستجوگر و نقادانه دارد كه در اين صورت به تلفيق تجربه‌ي كهن با نگاه‌هاي نو منجر خواهد شد و ظرفيت هر دو حوزه را افزايش مي‌دهد. نمونه‌هاي آن نيز از قديم تاكنون در تاريخ ما بوده است.

تخت جمشيد هنري تركيبي است هر چند روح آن ايراني است، اما اجزاي آن از حوزه‌هاي مختلف تمدني اخذ شده است.

نمادهايي از هنر هند، مصر، يونان و آشور در اين مجموعه مشاهده مي‌شود كه در قالب، قامت و روح ايراني در كنار يكديگر قرار گرفته است. اين موضوع در ادبيات ايران هم وارد شده است. تعبير صورت‌گر چين توام با تحسين است. بنا به روايتي فرهاد سنگ‌تراش شاهزاده‌اي چيني است. البته اين تاثير دو سويه بوده، تاثير ماني نقاش معروف ايراني بر هنر چيني نيزآشكار است. نقش عبدالرزاق سمرقندي در دوره‌ي تيموري، انتقال هنر چيني به حوزه‌ي ايران است. در دوره‌ي جديد هم كمال‌الملك را داريم، در حوزه‌ي استفاده از هنر جديد اروپايي و بالاخره سينما شاهد امروزي ما است.

بهترين و كم‌مانع‌ترين بخش هنر كه مي‌توان از ناحيه‌ي آن سيمايي چنين از فرهنگ و هنر و تمدن ايراني را به جهان عرضه كرد كدام بخش است؟

- چند سال قبل نمايشگاه هفت هزار سال هنر ايران را در كشورهاي اروپايي مدتي طولاني برگزار كرديم، كه استقبال بي‌سابقه‌اي از اين حركت به عمل آمد و علاوه بر هزاران بازديد كننده، ده‌ها مقاله و گزارش پيرامون اين خواستگاه و جايگاه هنري و تمدني نوشته شد. روزهايي كه به نام بزرگان فرهنگ و ادب در تقويم ايراني ناميده شد، طنيني جهاني يافت، به نحويكه امروز همزمان با ايران روزهاي بزرگداشت فردوسي، رودكي، حافظ، خيام، سعدي، عطار، مولوي و ... در بسياري از نقاط جهان برگزار مي‌شود. هر كدام از اين حوزه‌ها و روش‌ها تاثير خود را دارد.

سمفوني خسوف نخستين سمفوني آييني بود كه در ايران ساخته شد و به موضوع كربلاي حضرت سيدالشهداء (ع) مي‌پرداخت. طنين اين حركت در خارج از ايران بسيار فراگير شد. همه‌ي انواع هنر در اين زمينه تاثيرگذار است، اما حوزه‌ي سينما، فيلم و موسيقي كه قابليت ارتباط با گروه‌هاي بيشتري از مردم را دارند، تاثيرگذاري فراگيرتري دارند. هر چند از نظر امكان خلاقيت و توليد در اين بخش‌ها ما با موانع بيشتري در داخل روبرو هستيم و ميزان دخالت‌هاي بازدارنده در اين عرصه‌ها بيشتر از هنرهاي تجسمي، شعر و يا حوزه‌ي صنايع دستي و هنرهاي ميراثي و سنتي است.

سخنوري، شعر و خط هم جزء هنرهايي هستند كه كمتر با موانع داخلي روبرو هستند، اما به علت تكيه‌ي زيادشان به زبان براي برقراري ارتباط مفاهمه‌آميز با فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي ديگر در مرحله‌ي بعد قرار مي‌گيرند.

با توجه به فهم موثر به جاي مانده از ايران در حوزه‌ي فرهنگ و تمدن چرا هنرمندان معاصر در اين مسير توفيقات بيشتري كسب نكرده‌اند؟

- اين بخشي از واقعيت است. جامعه‌ي هنري نداي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را شنيد، اما فرصت لازم و كافي براي عرضه نيافت. كار هنري زمان‌بر است، از طرف ديگر اين مقوله از ابتدا شكل فلسفي به خود گرفت و ظرفيت‌هاي ديگر را آشكار نكرد. سهم فرهنگ و هنر در اين چارچوب قابل بررسي است. در عين حال به نظرم اين حوزه نسبت به ساير حوزه‌ها از قبيل مراكز پژوهشي و دانشگاهي داخلي نقش چشمگيرتري را به عهده گرفته است. پرداختن به ايده‌ي گفت‌وگو چندان دغدغه‌ي فكري محافل علمي و دانشگاهي نبوده و نيست. در حالي كه در حوزه‌ي هنر شاهد تاثيرگذاري بيشتري بوده و هستيم.

تبار گفت‌وگوي اديان و مذاهب را در عصر حاضر چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

- مي‌دانيد نياز گفت‌وگوي بين اسلام و مسيحيت غربي و غرب و فرقه‌هاي مختلف اسلامي، در دوره‌ي معاصر به مرحوم آيت‌الله بروجردي مي‌رسد. ايشان براي نخستين بار نمايندگاني به كشورهاي مختلف دنيا اعزام كردند و تاسيساتي در هامبورگ و قاهره ايجاد كردند. نماينده‌ي ايشان در آمريكا و كانادا مرحوم حجت‌الاسلام دكتر مهدي حائري يزدي فرزند مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري موسس حوزه‌ي علميه‌ي قم بود. در آلمان مرحوم آيت‌الله دكتر بهشتي و حجت‌الاسلام سيد محمد خاتمي اين مباحث را پي گرفتند. در قاهره نماينده‌ي ايشان حجت‌الاسلام حاج شيخ محمدتقي قمي به بحث گفت‌وگوي بين فرق اسلامي مي‌پرداخت كه منجر به فتواي مهم مفتي الازهر در به رسميت شناختن مذهب شيعه شد. اين موضوع به خوبي بيانگر آن است كه اگر اصل ايده درست و روشن تعريف شود و كساني كه پشتوانه‌ي نظري و عملي مباحث را دارند به درستي انتخاب شوند در شرايط دشوار هم مي‌توان كار را پيش برد.

در معرفي گفت‌وگوي تمدن‌ها سهم سياست‌مداران را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

- سياست‌مداران در حوزه‌ي تفكر و فضاي عمومي و فكري نقش درجه‌ي اول ندارند و حرف اول را نمي‌زنند. شما امروزه بهتر از هر زمان ديگري اين موضوع را حس مي‌كنيد. چنين فضايي بيشتر محصول تلاش نخبگان فكري و فرهنگي، هنري و رسانه‌اي است. سياست‌مدار عملا در فضايي كه از ناحيه اين گروه‌ها ايجاد مي‌شود، اقدام مي‌كنند. حتي برخوردهاي تهديدآميز چيزي از جايگاه انديشه كم نمي‌كند؛ لذا اگر نقصي در تحقق ايده‌ها وجود دارد بايد به اين موضوع بيشتر فكر كرد كه چرا اين ايده در حوزه‌ي ارتباطات سياسي خلاصه شد و چرا نخبگان فكري، فرهنگي و هنري ما قادر و يا مايل به ايجاد اين فضا نيستند. به نظر مي‌رسد براي گفت‌وگو و تاثيرگذاري بيشتر آن در جهان به واسطه‌ي گرفتاري‌هايي كه از ناحيه حوزه‌هاي ترور، افراطي گري و خشونت در جهان پيراموني و منطقه به ويژه كشورهاي اسلامي وجود دارد، بيش از اين مي‌توانيم از ظرفيت‌هاي فرهنگي و تمدني ايران و اسلام بهره بگيريم و محور اصلي نگاه خود را در اين دو حوزه متمركز كنيم. اين امر باعث استفاده‌ي بيشتر و بهتر از ظرفيت‌هاي تمدني و تاريخي اين كشور كهنسال و رهيافت‌ها از اين آخرين آيين آسماني است.

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 22:41 توسط علیرضا تابش |