|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: گفت و گوي تمدنها
مديرعامل موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با تاكيد بر اين كه ايدهي گفتوگوي تمدنها واقعيتي است كه در سطح افكار عمومي مطرح و مورد قبول قرار گرفته تصريح كرد : در جهان خسته از ستيز و جنگ و سرگشتگي اصولا چنين ايده و راهبردي مخالفتكردني نيست.
در وراي ايدهي گفتوگوي تمدنها ضرورتها و زمينههاي مساعد بسياري وجود دارد
دكترهادي خانيكي، در آستانهي "روز گفتوگوي تمدنها" در گفتوگو با خبرنگار سرويس گفتوگوي اديان و تمدنهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به بازخواني چگونگي طرح ايدهي گفتوگوي تمدنها از سوي رييس جمهور سابق كشورمان پرداخت و گفت: «آقاي خاتمي در شهريورماه 1377 طي نطقي تاريخي در پنجاه و سومين مجمع عمومي سازمان ملل متحد پس از طرح ضرورت گفتوگوي ميان فرهنگها و تمدنها پيشنهاد كرد كه نخستين سال هزارهي سوم ميلادي يعني سال 2001 از سوي اين سازمان به عنوان سال جهاني گفتوگوي تمدنها اعلام شود. اين پيشنهاد در چهارم نوامبر 1998 در قالب قطعنامهي شماره 53/22 به اتفاق آرا به تصويب مجمع عمومي رسيد و شأن و رسميت بينالمللي به خود گرفت.»
وي افزود:« بر اساس اين قطعنامه، دولتها، سازمان ملل، يونسكو و ساير سازمانهاي بينالمللي و مؤسسههاي غيردولتي به برنامهريزي و اجراي برنامههاي مناسب فرهنگي، آموزشي و اجتماعي براي پيشبرد گفتوگوي ميان تمدنها از طريق برگزاري كنفرانسها و سمينارهاي علمي و فرهنگي، توزيع و انتشار اطلاعات و يافتههاي تحقيقي و طراحي برنامههاي عملي موظف شدند. همچنين مجمع عمومي سازمان ملل متحد دو سال بعد يعني در نوامبر سال 2000 قطعنامه ديگري را كه ايران و چند كشور ديگر پيشنهاد دهندهي آن بودند با اجماع تصويب كرد كه طي آن علاوه بر دعوت به تشديد فعاليتهاي قطعنامهي اول از دولتها خواسته شده است افراد جوامع را تشويق كنند تا در پيشبرد گفتوگو ميان تمدنها بكوشند و امكاناتي در اختيار آنان بگذارند تا در سال ملل متحد براي گفتوگوي تمدنها مشاركت داشته باشند.»
مدير عامل موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در ادامه تصريح كرد:« در اين قطعنامه دوم از دولتها درخواست شده است تا برنامههاي آموزشي خود را به گونهاي بسط دهند كه احترام به فرهنگها و تمدنهاي گوناگون، آموزش حقوق بشر، آموزش زبانها، تاريخ و فلسفهي تمدنهاي مختلف را در برگيرد و در مبادلهي دانش، اطلاعات و تحقيقات ميان دولتها و جامعه مدني به نوعي عمل شود كه زمينهي تفاهم بيشتر ميان فرهنگها و تمدنها به وجود آيد. همچنين همهي دولتهاي عضو، سازمانهاي منطقهاي و بينالمللي، نهادهاي مدني و سازمانهاي غيردولتي تشويق شدهاند كه ابتكارهاي مناسبي براي پيشبرد گفتوگو در همهي زمينهها به قصد فراهم ساختن زمينههاي لازم براي شناخت و فهم در ميان تمدنها بينديشند.»
وي افزود:« زماني كه چنين ايدهاي در فرم و محتوا با اجماع به تصويب ميرسد و به قطعنامه تبديل ميشود، در وراي آن ضرورتها و زمينههاي مساعد بسياري وجود دارد؛ يعني زماني كه يك پيشنهاد بدون حتي يك مخالف تصويب ميشود و عرف عقلايي حاكم بر بزرگترين محيط سياسي بينالمللي آن هم در فاصلهي دو سال، مخالفت اصولي با آن را نميپسندد، حاكي از قدرت و مشروعيت جهاني بالايي است كه ميتوان براي ايدهي گفتوگوي تمدنها قائل بود.»
عرف عقلايي حاكم برافكار عمومي مخالفت با گفتوگوي تمدنها و فرهنگها را برنميتابد
خانيكي همچنين با خاطرنشان كردن اين مساله كه انگيزه هر كدام از كشورهاي عضو سازمان ملل متحد در مخالفت نكردن و بر هم نزدن اين اجماع ميتواند تركيبي از مؤلفهها و مقاصد مختلف باشد، يادآور شد:« مسأله مهمتر وجود اين واقعيت است كه در سطح افكار عمومي مطرح و مورد قبول و در جهان خسته از ستيز و جنگ و سرگشتگي اصولا چنين ايده و راهبردي مخالفت كردني نيست. اصولا عرف عقلايي حاكم بر فضاي افكار عمومي و محافل علمي و فرهنگي و بينالمللي مخالفت با گفتوگوي تمدنها و فرهنگها را برنميتابد؛ زيرا موضوع زمينه و شأن واقعي و مطلوبي دارد و اهميتي كه يافته است، متأثر از خواستهها و نيازهاي ملموس امروز جهان است.»
وي ادامه داد:« در جهان امروز به ويژه با امكانات وسيعي كه در دسترسي به اطلاعات وجود دارد، بدون وجود يك زمينهي واقعي مشروعيت نميتوان ايدهاي مانند گفتوگوي تمدنها را جهاني كرد و به مقبوليت عام رسانيد.»
مدير عامل موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در تبيين ديدگاهش اضافه كرد:« شاهد اين مدعا ميزان اقبالي است كه طي اين نه سال در سطوح مختلف آكادميك، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي در جهان از راهبرد گفتوگوي فرهنگها و تمدنها شده است. حتي امروز كه طراح آن در متن سياست قرار ندارد و جهان هم بعد از آن مصوبه، تجربههاي تلخ خشونت و تروريسم را از يازده سپتامبر 2001 تاكنون پشت سر نهاده است، ميتوان رويكرد گفتوگوي تمدنها را در حوزههاي مختلف جهاني و منطقهاي برجسته و مطرح ديد كه خود اين اقبال و دوام نشانهي اهميت و ضرورت گفتوگوي تمدنها و فرهنگها در اين عصر است.»
برخورد و گفتوگوي تمدنها هر دو در روابط قدرتها و ارتباطات جهاني ريشه دارند
خانيكي همچنين در تبيين نسبت ميان ايده گفتوگوي تمدنها با تئوري برخورد تمدنها، با بيان اين كه ريشههاي هر دو در روابط قدرتها و ارتباطات جهاني وجود دارد، گفت:« ايدهي برخورد تمدنها كه از سوي ساموئل هانتينگتون در قالب مقالهاي به همين نام در شمارهي تابستان مجله معروف فارين افيرز Foreign affairs آمريكا مطرح شد، يكي از بحثبرانگيزترين مقولههاي سياسي، فرهنگي و علمي در يك و نيم دههي گذشته بوده و هست. بنا به اظهار مسوولان تحريريه اين فصلنامه از دههي 1940 تاكنون، هيچيك از مقالههاي منتشرشده در آن به اندازهي اين مقاله مورد توجه و بحث قرار نگرفته و با نقدها و پاسخهايي از پنج قاره جهان تا اين حد مواجه نبوده است.»
وي ادامه داد:« استدلال اصلي هانتينگتون در اين تئوري آن است كه مهمترين و خطرناكترين بعد سياست جهاني در حال شكلگيري بر روي گسلهاي تمدني است. اين ايده چنان در سطح جهاني مطرح بود كه حتي پنج سال پس از طرح آن راهبرد گفتوگوي تمدنها صداي متفاوتي در برابر آن ايده شنيده شد. هر دو ايده بر برجسته بودن نقش فرهنگها و تمدنها در دوران معاصر تكيه دارند، اما رويكرد هانتينگتون كه بيشتر در مقام توصيف جهاني كنوني است رابطهي ميان آنها را در برخورد تعريف ميكند و رويكرد خاتمي كه بيشتر در مقام تجويز است، ميخواهد جهان از اين چنبره وحشت و خشونت خارج شود و بر پيدا كردن راههاي گفتوگو ميان تمدنها و فرهنگها تاكيد دارد.»
ايران به دليل انتساب ايده گفتوگوي تمدنها به خاتمي كمترين بهره را از آن برد
خانيكي درادامه خاطرنشان كرد:« به هر حال فراموش نكنيم كه ايدهي گفتوگوي تمدنها و فرهنگها اگرچه دايرهي وسيعي را در مباحث نظري به خود اختصاص داده و ميدهد و به يك قطعنامهي جهاني الزامآور كه سرمايهي معنوي آن به ايران تعلق دارد تبديل شده، اما متأسفانه ايران به دليل رقابتهاي سياسي و انتساب آن به آقاي خاتمي كمترين بهرهها را از اين سرمايه برد؛ گرچه بايد توجه داشت كه ايدهي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها پس از تصويب در زمرهي اموال مشاع جامعهي بينالمللي در آمد و الان هم چنين وضعيتي را در جهان دارد.»
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا در تبيين موقعيت ممتاز راهبرد گفتوگوي تمدنها در سطوح بالاي بينالمللي و نسبت آن با ايدهي برخورد تمدنها به بخشي از سخنان كوفي عنان دبيركل وقت سازمان ملل متحد در تيرماه 1378 در دانشگاه آكسفورد اشاره كرد و گفت:« كوفي عنان در اين سخنراني علمي ـ سياسي كه عنوان آن "گفتوگوي تمدنها و نياز براي اخلاق جهاني" بود اظهارداشت كه "مردم جهان، امروز بيش از هر زمان ديگر به يكديگر نزديك و مرتبط هستند. به عبارتي ديگر، حداقل چه بخواهيم و يا نخواهيم تمامي ما در حال حاضر در يك تمدن جهاني واحد زندگي ميكنيم و طي چند سال گذشته به نظر ميرسد ما بيشتر و بيشتر دربارهي "تمدنها" به صورت جمع شنيدهايم. پيشبيني ساموئل هانتينگتون در زمينهي برخورد تمدنها كه از سال 1993 عنوان شد بحثهاي فراواني را برانگيخت. همهي انسانهاي معقول بايد خواستار اجتناب از چنين برخوردي باشند و به طور قطع اغلب رهبران مسلمان طالب پرهيز از اين برخورد هستند."»
اين مدرس دانشگاه علامه طباطبايي همچنين با يادآوري سخنراني تاريخي رييسجمهور سابق كشورمان در سازمان ملل متحد مبني بر اين كه انقلاب اسلامي مردم ايران خواستار گفتوگو ميان تمدنها و فرهنگهاست نه برخورد بين آنها، گفت:« بر اساس پيشنهاد ايشان مجمع عمومي سازمان ملل تصميم گرفت سال 2001 را به عنوان سال ملل متحد براي گفتوگو بين تمدنها اعلام كند؛ بنابراين مسأله امروز چه در سطح ارتباطات جهاني و چه در سطح قدرت سياسي يافتن ظرفيتها، فرصتها، راهبردها و سازكارهايي است كه گفتوگوي ميان تمدنها و فرهنگها را ممكن ميسازد و ميتواند از تهديدها، گسلها و خطرهاي برخورد ميان آنها بكاهد.»
مديرعامل موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در تبيين اين كه " آيا گفتوگوي تمدنها در حد يك ايده باقي مانده است و يا به تئوري و يا به برنامهاي براي عمل تبديل شده" گفت: «خوشبختانه در سطح جهان اين ايده طي سالهاي اخير هم در سطوح نظري و هم در سطوح عملي خيلي مطرح بوده و به مسأله علمي و راهبردي تبديل شده است. طبيعتا با اين همه نشست، تحقيق، نوشته، آموزش، برنامه، نقد و بررسي روز به روز اين ايده در سطح نظري روشنتر و در سطح اجرايي عملياتيتر شده است، اما متأسفانه معيار پرداختن به اين مقوله در ايران مقياس خوبي براي ميزن توجه به آن در جهان كنوني ـ چه در جوامع پيشرفته و چه در جوامع در حال توسعه نيست. ايران جزء معدود كشورهايي است كه به رغم آنكه خود سرزمين گفتوگوي تمدنها و فرهنگها بوده و اين نظريه هم از اين سرزمين سر بر آورده است، به دليل جناحي نگاه كردن به اين ايده، كمتر در اين دو عرصه از طرح آن استفادهي درست كرده است.»
پيشبرد گفتوگوي فرهنگها و تمدنها نيازمند يك الگوي مركب و چند وجهي است
وي همچنين خاطرنشان كرد:« طرح اوليهي اين ايده در حوزهي سياست و انتساب آن به شخصيتي مثل آقاي خاتمي كه از سويي يك اصلاحطلب در ايران و از سوي ديگر داراي يك مسووليت اجرايي در سطح رييسجمهور بوده، فرصتها و آسيبهاي خاصي را كه در پيوند ميان سياست و كار علمي به وجود ميآيد، به همراه داشته است، در واقع طرح آن از منظر سياست، سطوح گستردهاي را در جهان به خود جلب ميكند ،اما از سوي ديگر در موارد زيادي قوتها و كاستيهاي نظري و يا عملي آن را تحتالشعاع رقابتها و حب و بغضهاي سياسي قرار ميدهد. چنانكه ميبينيد در دولت اصلاحات به گونهاي و در دولت بعد از آن به گونهاي ديگر از اين سرمايهي معنوي و ملي به خوبي استفاده نميشود.»
خانيكي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه چه برنامههاي عملي را براي پيشبرد گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در ايران پيشنهاد ميكند اظهارداشت:« پيشبرد گفتوگوي فرهنگها و تمدنها نيازمند يك الگوي مركب و چند وجهي است كه اجراي آن هم در سطح راهبردي و هم در سطح كاربردي به ايجاد و تقويت ساختارها و نهادهاي مناسب در سطح ملي و بينالمللي بستگي دارد.»
گفتوگوي تمدنها و فرهنگها در اولويتهاي دولت نهم قرار نداشت
وي همچنين با بيان اين كه فعاليت در اين عرصه محدود به فعاليتهاي سياسي و دولتي نميشود، خاطرنشان كرد:« بايد به جنبههاي آكادميك و فرهنگي در سطوح غيردولتي هم توجه داشت. در دولت اصلاحات سياستگذاري و برنامهريزي در اين زمينه در مركز بينالمللي گفتوگوي تمدنها و فرهنگها تمركز داشت كه با تشكيل گروههاي علمي، برگزاري سمينارها و نشستهاي تخصصي داخلي و بينالمللي، انجام تحقيقات و برگزاري دورههاي آموزشي و انتشار كتب و نشريات مختلف گامهاي ارزندهاي در اين جهت برداشت. اين مركز كه با همت آقاي دكتر محمدجواد فريدزاده تأسيس شد و با رياست آقاي دكتر عطاءالله مهاجراني فعاليت كرد، دورهاي نيز تحت سرپرستي دكتر محمود بروجردي به طور مستقل فعاليت ميكرد، اما با توجه به اينكه اساسا مقوله گفتوگوي تمدنها و فرهنگها در اولويتهاي دولت نهم قرار نداشت، اين مركز ابتدا ادغام و بعد تعطيل شد.»
خانيكي تاكيد كرد:« آنچه امروز به نام مؤسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با رياست جناب آقاي خاتمي كار خود را آغاز كرده است، يك مؤسسه غيردولتي و غيرانتفاعي است كه در 26 مهرماه 1383 به ثبت رسيده و پس از پايان مسووليت رياستجمهوري ايشان كار خويش را از نو و بدون برخورداري از كوچكترين امكان و حمايت دولتي در ساختماني كوچك و استيجاري شروع كرده است.»
وي در پايان هدف اين مؤسسه را در حوزه عظيم جهاني تبيين كرد و گفت:« هدف اين موسسه تبيين و ترويج گفتوگوي ميان فرهنگها و تمدنها در ايران، دنياي اسلام و جهان و تدوين راهبردها و يافتن سازوكارهاي نظري و كاربردي براي گفتوگو دربارهي مسائل مبتلا به جهان و جامعه است، بر اين اساس و با توجه به زمينه بسيار وسيع و مساعدي كه براي پيشبرد انديشهي گفتوگو و تحقق و تعميق ديدگاههاي آقاي خاتمي وجود دارد، رويكردهاي پژوهشي در باب مباني و مقتضيات و مكانيزمهاي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها و پشتيباني نظري براي طرح آن در جهان و در دنياي اسلام در اولويت كار مؤسسه قرار دارد.» |