تبليغاتX
گفت و گو نویس


درپي برگزاري نهمين اجلا‌س مجمع عمومي ايسسكو 4 , نفر از شخصيت هاي جهان‌اسلا‌م به عنوان سفيران ايسسكو , در زمينه گفتگوي تمدن ها و فرهنگ ها تعيين شدند .
نماينده ايران در شوراي اجرايي ايسسكو گفت:حسن بن‌طلا‌ل وليعهد سابق اردن , ماهاتير محمد نخست وزير سابق مالزي , احمد مختارامبو مدير كل سابق يونسكو و خانم مهربان علي اف رئيس بنياد حيدرعلي اف آذربايجان چهار سفير معرفي شده ايسسكو در حوزه يادشده هستند.
دبير كل كميسيون ملي ايسسكو ايران خاطر نشان كرد:پس از معرفي اين افراد از طرف مدير كل سازمان ايسسكو , انتخاب آنان به تاييد مجمع عمومي ايسسكو رسيد.
وي تصريح كرد:هدف از اين تدبير , گسترش فعاليت ايسسكو در زمينه گفتگوي تمدن ها و فرهنگ ها,ارايه پيشنهادهاي نو و سازنده و نقش آفريني سفيران در سطح جهان اسلا‌م است.
سازمان ايسسكو داراي 51 عضو از كشورهاي اسلا‌مي است و مقر دائمي آن در مغرب است .

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:46 توسط علیرضا تابش |

منابع اسپانيايي از طرح ايجاد يك مركز دائمي براي "مطالعات و تحقيقات در زمينه ائتلاف تمدنها" در اين كشور اروپايي خبر دادند. روزنامه "ال‌موندو" چاپ مادريد نوشت: اين مركز با همكاري شوراي هماهنگي دانشگاههاي اسپانيا و دانشگاه سازمان ملل داير مي‌شود و اولين مركز مطالعاتي و تحقيقاتي سازمان ملل درباره ائتلاف تمدنها خواهد بود. تاسيس اين مركز با حمايت مالي اسپانيا صورت مي‌گيرد كه "خوسه لوييس رودريگز زاپاته‌رو" نخست وزير آن از دو سال پيش تحت تاثير طرح "گفت وگوي تمدنها" ارايه شده از سوي "محمد خاتمي" رييس جمهوري سابق ايران، ايده "ائتلاف تمدنهاي غرب و اسلام" را مطرح و پيگيري مي‌كند. نمايندگي جهان غرب را در اين طرح، اسپانيا، و نمايندگي كشورهاي اسلامي را تركيه بر عهده دارد. توافق براي تاسيس مركز يادشده، روز گذشته در جريان ديدار زاپاته‌رو و "رجب طيب اردوغان" نخست وزير تركيه با "بان كي مون" دبيركل جديد و "كوفي عنان" دبيركل سابق سازمان ملل متحد بدست آمد. اسپانيا و تركيه ظرف يكسال گذشته حمايت مالي از اجراي فعاليتهاي گروه بلندپايه ‪ ۱۸‬نفره سازمان ملل متحد براي ائتلاف تمدنها را بر عهده داشتند كه در آن آقاي خاتمي نيز عضويت داشت. اين گروه متشكل از شخصيتهاي برجسته فرهنگي و سياسي جهان هفته جاري نتايج تحقيقات يكساله خود را درباره تحقق ائتلاف تمدنها به سازمان ملل ارايه كرد. دانشگاه سازمان ملل كه قرار است در ايجاد مركز مطالعاتي ائتلاف تمدنها در اسپانيا همكاري داشته باشد، يك مركز علمي بين‌المللي است كه در جهت گردهمايي محققان و كارشناسان جهان براي بحث و جستجوي راه حل براي مشكلات جهاني فعاليت دارد. اين دانشگاه در فنلاند، هلند، غنا، اردن و ونزوئلا داراي نمايندگي است و مركز مطالعات عالي آن در ژاپن قرار دارد. اين دانشگاه در سال ‪ ۱۹۷۳‬ميلادي تاسيس شد و مقر دايمي آن در توكيو قرار دارد. با اين حال، منابع اسپانيايي تا كنون مشخص نكرده‌اند كه مركز مطالعاتي دانشگاه مذكور كه قرار است در اين كشور داير شود،در كدام شهر و چه تاريخي ايجاد خواهد شد.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:42 توسط علیرضا تابش |

بندیکت شانزدهم خواستار تقویت گفتگو با اسلام شد و طی سخنرانی پیش از کریسمس خود با اعضای سازمان اداری واتیکان گفت: سال 2006 به عنوان سالی که مشخصه آن خطر برخورد فرهنگها و ادیان است در یادها می ماند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، بندیکت شانزدهم وضعیت جهان اسلام را با وضعیت مسیحیان در آغاز عصر روشنگری و جنبش قرن هجدهم در راستای ترویج حقوق فردی از جمله آزادی دین مقایسه کرد.پاپ گفت: ما مسیحیان با مسلمانان به عنوان افرادی که بر پایه اعتقادات دینی خود را علیه تروریسم متعهد می دانند احساس نزدیکی می کنیم. بندیکت ماه سپتامبر گذشته طی یک سخنرانی در آلمان، پس از نقل و قول از یک امپراطور بیزانسی قرون وسطی درباره حضرت محمد(ص) موجبات خشم مسلمانان جهان و انتقادات بین المللی را فراهم کرد. وی در سخنرانی روز جمعه برای اعضای سازمان اداری واتیکان گفت: سال 2006 تأثیری ژرف از وحشت جنگی که در سرزمین مقدس شکل گرفت و خطر برخورد میان فرهنگها و ادیان را با خود حمل می کند . بندیکت به بررسی بسیاری از مشکلات جهان و همچنین موضوعات حائز اهمیت برای کلیسا چون تجرد کشیشها، مخالفت با ازدواج همجنسگرایان و حمایت قانونی از زوجهای غیر متأهل پرداخت. رهبر کاتولیکهای جهان گفت: نمی توانم در مقابل قوانینی که برای زوجهای غیر متأهل وجود دارد ساکت بمانم، بسیاری از آنها این راه را انتخاب کرده اند، اما از سوی دیگر نمی خواهند حس پیوندهای قانونی ازدواج را بپذیرند. بندیکت مصرانه گفت: صدای کلیسا در رابطه با چنین موضوعاتی باید شنیده شود، اگر ما بگوئیم که کلیسا نباید در این موضوعات دخالت کند در آن هنگام ما تنها می توانیم پاسخ دهیم منافع بشر در این میان چه می شود؟ پاپ همچنین بر ضرورت مجرد ماندن کشیشها تأکید کرد و اظهار داشت کشیشها باید خدا را محور زندگی خود قرار دهند و تجرد باید نشانی از ایمان باشد.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:39 توسط علیرضا تابش |

مجمع عمومی سازمان ملل متحد سهم اجلاس جهانی رهبران دینی را که تیرماه امسال در مسکو برگزار شد در راستای تقویت گفتگوی بین ادیان و فرهنگها و همچنین درک صلح مورد تجلیل قرار داد و بیانیه نهایی این اجلاس را به رسمیت شناخت. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری اینترفکس، شصت و یکمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه ارزشهای عملی تصمیمات این اجلاس را به رسمیت شناخت. در این قطعنامه آمده است: ایده و تجربه اجلاس مسکو در مورد سایر رویدادهایی که در عرصه گفتگوی بین دینی برگزار می شود مورد کاربرد قرار خواهد گرفت. اجلاس مسکو بیش از 200 نفر از نمایندگان ادیانی چون کلیساهای ارتدکس، کلیسای کاتولیک از واتیکان رهبران کلیساهای ارمنی، اتیوپی، قبطی، نمایندگان سازمانهای یهودی و بودایی و کشورهای اسلامی را گردهم جمع کرد و از آنجا که دربرگیرنده جمع کثیری از نمایندگان ادیان مختلف بود و در روزهای پیش از نشست گروه هشت (G8) شد، دارای اهمیت و جایگاه ویژه ای بود. بیانیه نهایی اجلاس رهبران ادیان تروریسم و افراط گرایی و همچنین تلاشهایی را که در راستای توجیه این اقدامات به نام دین صورت می گیرد محکوم می کند و نسبت به فعالیت گروههای کاذب دینی و جنبشهایی که این چالشها را به وجود می آورد ابراز تأسف کرده و یادآور می شود که این چالش می تواند به نحو مؤثری به واسطه آموزش و بنیانهای اخلاقی مورد اشاره قرار گیرد. شرکت کنندگان در این اجلاس بین ادیان خواستار پایان دادن به اهانت نسبت به احساسات دینی، متون، نمادها، نامها و اماکنی شدند که مؤمنان آنها را مقدس می شمارند. شرکت کنندگان اجلاس مسکو اظهار داشتند که انسان اشرف مخلوقات خداوند قادر متعال است. از این رو حقوق بشر، حمایت و احترام به وی در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی حائز اهمیت است. تجربه ما نشان داده است که بدون هسته اخلاقی و درک وظایف هیچ کشور و جامعه ای از تنش و سقوط مصون نمی ماند.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:37 توسط علیرضا تابش |

خبرگزاری آریا- ساموئل هانتينگتون پايه گذار تئورى جنگ تمدنها در مصاحبه با روزنامه دى ولت همچنان بر اين اعتقاد خود مبنى بر آن که مناقشه اى در عميق ترين لايه ها بين فرهنگها و اديان مختلف جهان تعيين کننده سياست جهانى هستند پاى مى فشرد. به گزارش سرویس رسانه آریا، به نقل از واحد برونمرزی اداره کل اروپا و آمریکا صدا و سیما ، روزنامه دی ولت در مصاحبه با ساموئل هانتينگتون پدر تئورى جنگ تمدنها نظرات او را درباره مسایل مختلف جویا شده است، که متن این مصاحبه در پی می آید:

_________

ساموئل هانتينگتون پدر تئورى جنگ تمدنها در مصاحبه با دى ولت تصريح کرده که مناقشه اى عميق بين غرب و اسلام تعيين کننده سياست جهانى است. در اين مصاحبه با وجود آن که روزنه اميد کوچکى مى بيند اما باز هم حاضر نيست تئورى خود را اندکى معتدلتر نمايد. دى ولت: شما در تئورى خود موسوم به جنگ تمدنها ادعا کرده ايد که مناقشه اى در عميق ترين لايه ها بين فرهنگها و اديان مختلف تعيين کننده سياست جهانى هستند. آيا معتقديد که پس از 11 سپتامبر از اين تز شما سوء استفاده شده است ؟ آيا قصد تعديل تز خود را نداريد؟هانتينگنون: با توجه به آنچه که مى بينيم روابط بين کشورها در دهه آتى به احتمال بسيار قوى منعکس کننده تعهدات، التزامات و نيز تعارضات خواهند بود. البته ترديدى نيست که قدرت همچنان در سياست جهانى نقشى محورى و مرکزى همانند آنچه همواره شاهدش بوده و هستيم خواهد داشت. اما طبق معمول در پس پرده مناقشات، مسائل و موضوعات ديگرى نيز مطرح است. در اروپاى قرن هجدهم، نظام سلطنتى در تقابل و تعارض با جنبشهاى نوظهور جمهوريخواه البته ابتدا در آمريکا و سپس در فرانسه قرار داشت. در قرن 19 شاهد ناسيوناليسم و در قرن 20 هم نظاره گر حضور ايدئولوژى اگر نگوييم در تمامى عرصه ها به جرات مى توان گفت در اکثر صحنه ها به عنوان نتيجه انقلاب روسيه بوديم. فاشيسم، کمونيسم و دمکراسى ليبرال در تعارض با يکديگر قرار داشتند. اکنون همه اين مسائل تقريبا سپرى شده اند. حداقل از نظر تئوريک در سرتاسر جهان دمکراسى ليبرال پذيرفته شده است. حتى اگر در هر زمان و مکانى هم عملا طبق آن رفتار نشود. بنابراين سوال مطرح اين است که محور مرکزى جهان در دهه آتى چه چيزى خواهد بود؟ من همچنان بر اين اعتقادم که هويتهاى فرهنگي، تعارضات و تعلقات در رابطه بين کشورها نه فقط يک نقش معمولى بلکه نقشى بسيار مهم ايفا خواهند کرد. دى ولت: شما 45 سال تمام در نوشته هاى خود بر اين نکته تاکيد کرديد که پرده آهنين (اشاره به بلوک شرق) خط اصلى تمايز و تفارق اروپا بوده است. اين خط اکنون به زعم شما چند صد کيلومتر به عقب _ به سمت شرق _ رفته است و در حال حاضر مسيحيت غربى را از مسلمانان و ارتدوکسها جدا مى کند. آيا اين تقسيم به دو جبهه به معناى کليت اسلام در يک سو و کليت غرب در سوى ديگر نيست؟ آيا اين نحوه تقسيم بندى وجود اين واقعيت را که در غرب هم جوامع مسلمان بسر مى برند ناديده نمى گيرد؟هانتينگتون: اين نحوه نگرش اشتباه است. من ادعا نمى کنم که غرب در يک پوشش واحد در يک جبهه قرار دارد. بطور حتم در جهان اسلام و نيز غرب، تفاوتها و اختلافاتى بين جوامع مربوطه وجود دارد. جوامع ديني، انجمنها و کشورهاى مختلفى در هر دو سو (اسلام و غرب) وجود دارند. بنابراين مى توان گفت که نه اسلام و نه غرب در درون خود متجانس و يکپارچه نيستند. تصور بلوکهايى ثابت و لايتغير کمکى نمى کند. با اين حال، وجوه اشتراکى نيز وجود دارد. همه جا بحث اسلام و غرب مطرح است. پس احتمالا اين موضوعى است که در جهان واقعيت هم وجود دارد و از اهميت برخوردار است. مسلم است که هسته اصلى موضوع تفاوتهاى دينى است. دى ولت: آيا نشانه اى از تقريب بين اسلام و غرب وجود دارد؟ هانتينگتون: کشورهاى غربى در حال همکارى با کشورهاى مسلمان هستند و بالعکس. سياست جهانى همچنان مقوله اى دشوار و پيچيده است. کشورها منافع مختلفى دارند که باعث مى شود تا دسته اى از کشورها با دسته اى ديگر ائتلاف کنند. ايالات متحده با رژيمهاى ديکتاتورى بسيارى همکارى داشته و هنوز هم دارد. طبيعى است که ما ترجيح مى دهيم در اين کشورها دموکراسى برقرار شود. اما به دليل منافع ملى خود کماکان با اين دست کشورها چون پاکستان افغانستان و بقيه همکارى مى کنيم.  دى ولت: شما مدعى بوديد که ليبراليسم دموکراتيک در آمريکا بيشتر شکل يک ايدئولوژى را به خود گرفته بود. هانتينگتون: آنچه بوده همواره ايدئولوژى آمريکايى بوده است. گر چه عموما من تلاش مى کنم تا از بکار بردن واژه ايدئولوژى در اين زمينه خوددارى کنم. آنچه من مطرح مى کنم اعتقادات و ارزشهاى آمريکايى است. هر گاه از واژه ايدئولوژى استفاده کنيم ناخودآگاه مفهوم کمونيسم به عنوان يک ايدئولوژى که تمام جزيياتش فرمول بندى شده به ذهن متبادر مى شود. با مطالعه مانيفيست کمونيسم بخوبى متوجه ايدئولوژى مطروحه مى شويم. اعتقادات و ارزشهاى ما از بهم پيوستگى کمترى برخوردارند. اما با اين حال 250 سال است که تقريبا بدون تغيير باقى مانده اند و اين موضوع مهمى است. اگر يکى از کسانى که بيانيه استقلال آمريکا را در آن زمان امضا کردند دوباره زنده شده و به آمريکا بيايد مشاهده آنچه امروز آمريکاييها مى گويند و اعتقاد دارند و نيز فرمول بنديهاى امروزه در آمريکا او را متعجب نخواهد کرد. اعتقادات و ارزشها به نظر او همان اعتقادات و ارزشهاى دو قرن و نيم پيش هستند.  دى ولت: وضعيت جوامع و کشورهاى اسلامى در جهانى که اکثر نقاطش حداکثر از نظر تئوريک دموکراسى ليبرال را پذيرفته به چه شکل خواهد بود؟هانتينگتون: ما در جهان اسلام شاهد مراحل آغازين تغيير و تحولى عمده در زمينه هاى اجتماعى و اقتصادى بوديم و من فکر مى کنم که اين تغيير و تحول منجر به تغييرات سياسى نيز در زمان خود خواهد گرديد. بسيارى از کشورهاى اسلامى قطعا متمدنتر و صنعتى تر خواهند شد. اما از آنجايى که در بسيارى از کشورهاى اسلامي، نفت و گاز زيادى وجود دارد انگيزه تغيير و تحول چندان چشمگير نخواهد بود، با اين حال درآمدهاى حاصل از منابع طبيعى تغيير و تحول را امکان پذير مى سازند. کشورهايى مانند ايران قابليتهاى صنعتى خود را گسترش خواهند داد. دى ولت: آيا گمان مى کنيد که فرهنگ اسلامى در آينده منسجم تر و يکپارچه تر مى شود؟ هانتينگون: البته ما شاهد حرکتهايى در اين زمينه بوده ايم و حرکتهاى سياسى _ اسلامى روشنگرانه اى در اين رابطه وجود دارند که مخاطبشان مسلمانان حاضر در تمامى جوامع و کشورهاست. اما من ترديد دارم که يک انسجام بين جوامع و کشورهاى اسلامى تحت يک سيستم واحد سياسى حاصل شود. البته من فکر مى کنم مى توانيم فرض را بر اين بگذاريم که رهبران کشورهاى اسلامى در بسيارى از موضوعات و مسائل همچون آنچه کشورهاى غربى اکنون انجام مى دهند با يکديگر همکارى کنند. من ايجاد يک سازمان اسلامى و حداقل عربى را مشابه اتحاديه اروپا دور از نظر نمى دانم. نمى گويم که احتمالش بسيار قوى است اما حداقل قابل تصور است. دى ولت: شما نوشته ايد که فرهنگ اسلامى تا حد زيادى مسئول دمکراتيزه نشدن جهان اسلام است اما مى بينيم که در بسيارى از کشورهاى اسلامى همچون اندونزى مالى و سنگال دموکراسى حاکم است ضمن اين که هند را نيز که جمعيت مسلمان زيادى را در خود جاى داده نبايد از نظر دور داشت. هانتينگتون: پاسخ اين سوال را نمى دانم چون کارشناس مسائل اسلام نيستم اما سرعت کم روند دموکراتيزه شدن در کشورهاى اسلامى و به خصوص عربى در مقايسه با ساير کشورها بسيار پايين است. تجربه استعمار که همه اين کشورها با آن دست و پنجه نرم کرده اند باعث شده تا در برابر نفوذ و سلطه غرب حالت دفاعى به خود بگيرند. بسيارى از اين کشورها تا همين چند وقت پيش، جزو جوامع کشاورزى محسوب مى شدند. شکى نيست که اين جوامع در حال حرکت بسوى سيستمهاى سياسى پلوراليستى هستند. بطور قطع اين کشورها ارتباط خود با کشورهاى غير مسلمان را گسترش خواهند داد. يکى از موضوعات اساسى که بر روند پياده شدن دموکراسى تاثير خواهد گذاشت، بحث مهاجرت به اروپا است. دى ولت: آيا شما نيز همانند بسيارى ديگر بر اين اعتقاديد که ريشه ها و دلايل بى ثباتى خاور نزديک را بايستى اساسا در تنشهاى موجود بين اسراييليها و فلسطينيها جستجو کرد؟ هانتينگتون: آنچه مسلم است اين است که سالهاست گسلهاى مناقشه خاور نزديک بين اسراييليها و فلسطينيها قرار داشته و دارد و البته سالها نيز شاهد گسلهايى ديگر بوديم. بطور مثال بين اسراييل و مصر، مناقشه بين گروههاى مذهبى مختلف در لبنان و نيز بين حزب بعث و گروههاى مقاومت. مناقشات بسيارى در منطقه خاور نزديک وجود دارد و چنانچه بحث ثبات اين منطقه مطرح گردد اصولا مشخص نيست که کدامين کشور در منطقه تبديل به قدرت مسلط منطقه اى خواهد شد و اين که اصولا چنين قدرتى را شاهد خواهيم بود يا خير. از قدرتهاى منطقه اى مى توان در آمريکاى جنوبى به برزيل، در آفريقا آفريقاى جنوبي، در شرق آسيا به چين و ژاپن و در جنوب آسيا به اندونزى اشاره کرد. آيا در منطقه خاور نزديک چنين قدرتى داريم؟ اسراييل داراى قابليت نظامى بالا و نيز سلاحهاى هسته اى است که از قابليت نظامى ساير کشورهاى منطقه برتر است، با اين حال اسراييل کشورى کوچک است. بجز اسراييليها بقيه مردم منطقه مسلمان هستند و بنابراين اسراييل نمى تواند به يک قدرت راهبر تبديل شود. ايران يکى ديگر از گزينه ها براى تبديل شدن به قدرتى منطقه اى است اما مشکل در اينجاست که ايران کشورى شيعى است در حالى که اکثريت اعراب سنى هستند. اين خود يک معضل است و يا به عبارتى مى تواند يک معضل باشد. علاوه بر آن ايران کشورى عربى نيست و اکثر کشورهاى منطقه، عرب هستند. بعد بحث ترکيه مطرح مى شود که کشورى مهم اما باز هم غير عربى است. اين کشور علايق خاصى به منابع نفت و گاز شمال عراق داشته و مى خواهد مرزهاى خود را در برابر جنبشهاى استقلال طلب تحکيم نمايد. چشم انداز راهبرى منطقه توسط يک کشور و دولت عربى چگونه است؟ کشور خاصى از اعراب کانديداى اين پست نشده است. عربستان سعودى پول دارد اما جمعيت آن بالنسبه کم است. عراق نيز زمانى کانديدايى بالقوه بود، کشورى با منابع عظيم نفتى و جمعيتى تحصيل کرده. اما اين کشور در مسير اشتباهى گام برداشت. شايد عراق از آثار جنگ کمر راست کرده و تبديل به قدرت مسلط و راهبر در بين کشورهاى عربى شود، موضوعى که امکان پذير بنظر مى رسد. دى ولت: بعضيها به ترکيه به چشم پلى بين غرب و جهان اسلام مى نگرند. آيا اعتقاد درستى است؟ هانتينگتون: چندان اعتقادى به اين موضوع ندارم. ترکيه علايق و منافع خود را دنبال مى کند. اگر از نظر تاريخى بخواهيم نگاه کنيم ترکيه کشورى است که سابق بر اين بسيارى از مناطق جهان عرب را تسخير کرده بود و عربها جنگهاى آزاديبخش عليه اين کشور انجام داده اند. البته آنچه گفتم مربوط به گذشته است و نبايستى تعيين کننده روابط و نتايج آتى باشد، با اين حال عربها اين موضوع را در خاطره خود دارند. دى ولت: آيا آمريکا مايل است تا از ظهور قدرتى منطقه اى در خاور نزديک ممانعت به عمل آورد؟ هانتينگتون: بستگى دارد به اين که قدرت منطقه اى چه کشورى باشد. از نظر تئوريک ايالات متحده بيشتر مايل است تا کشورى راهبر در منطقه بوجود آيد. فرض کنيم اين قدرت راهبر، هندوستان باشد، در اين صورت مى توان نزد رهبران اين کشور رفت و گفت که مثلا در بنگلادش مشکلات بسيارى وجود دارد و بايستى فى الواقع کارى در اين زمينه صورت دهيم. شما چه پيشنهادى داريد؟ چنانچه اين همسان انگارى از سوى هند محقق نگردد، بايستى به پايتختهاى مختلف منطقه سفر کرد و تلاش خود را برتشکيل ائتلافى از کشورها متمرکز نمود و البته تشکيل چنين ائتلافى بويژه در جهان عرب به دليل خصومتهاى تاريخى و شاخه هاى مختلف اسلام بسيار دشوار است. دى ولت: به اعتقاد شما بنيادگرايى _ اين طرز فکر افراطى که هويت کشورى يا اعتقادى برتر از هويت ساير کشورها و اعتقادات_ تا چه حد بر سياست عصر حاضر تاثير مى گذارد؟  هانتينگتون: گرايشات و جنبشهاى بنيادگرا در تمامى جوامع و فرهنگ وجود داشته و دارند. ما در آمريکا نيز تجربه رويارويى با جنبشهاى بنيادگرايى را داريم که با ديدى منتقدانه و خصمانه با قضيه مهاجرت و همگرايى مهاجرين در جامعه آمريکا برخورد مى کنند. بنابراين مى توان گفت که اين نوع گرايشات در سراسر جهان وجود دارند. زمانى اين نوع گرايشات خطرناک مى شوند که از کنترل خارج شوند و به قدرت تعيين کننده و برتر جامعه تبديل گردند، موضوعى که مى تواند باعث تحت فشار گذاشتن اقليتهاى جامعه و حتى برافروخته شدن آتش جنگ عليه کشورهاى همسايه که فرهنگى ديگر دارند گردد. به همين علت هم کنترل گرايشات افراط گرايانه بسيار مهم است. دى ولت: علت افزايش تنش در اروپا بين مسلمانان و ساير گروهها نسبت به آنچه در آمريکا شاهدش هستيم چيست و اين موضوع تا چه حد به تز شما در مورد هويت و فرهنگ جوامع اسپانيک (جوامع و مردم بومى آمريکاى لاتين و ساکن ايالات متحده) مربوط مى شود؟ هانتينگنون: اول آن که تعداد مسلمانان آمريکا به نسبت اروپا کمتر است. دوم آن که آن تعداد هم که به آمريکا مهاجرت مى کنند چندين هزار کيلومتر را پشت سر مى گذارند. اينها بسادگى از يک مرز کوچک رد نشده اند و يا بطور مثال به کمک قايق به اين سوى آب نيامده اند. ما همچون اروپا در مجاورت کشورهاى اسلامى قرار نداريم و خود همين واقعيت باعث پيدايش يک تفاوت اساسى مى گردد. با اين اوصاف تفاوت بين وضعيت مسلمانان در اروپا با وضعيت مهاجرين لاتين در ايالات متحده تا چه ميزان است؟تفاوتهايى اساسى وجود دارد، چرا که آمريکا همواره سرزمينى مهاجرپذير بوده است. مهاجرين لاتين که همواره در حال آمدن به آمريکا هستند، عمدتا اهل مکزيک و آمريکاى جنوبى مى باشند. اينها مذهبشان کاتوليک است اما خب اين هم بالاخره يک دين آمريکايى است. يکسوم از آمريکاييها کاتوليک هستند و بنابراين اثرات و تبعاتش يکى نيست. اينها اسپانيايى و پرتغالى صحبت مى کنند که ما هم با آنها آشنايى داريم، بنابراين اثرات و تبعات صحبت کردن به اين زبانها مانند اثرات و تبعات صحبت کردن مهاجرين در اروپا به زبان خودشان نيست. با اين توصيفات مى توان گفت که وضعيت مهاجرت در آمريکا بکلى متفاوت با وضعيت اروپاست که پذيراى مهاجرينى با مذهبى کاملا غير اروپايى است.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:34 توسط علیرضا تابش |

همایش "مسائل چالش برانگیز در باب فرهنگها در جوامع معاصر" 10 تا 12 اسفندماه امسال در شهر دهلی نو پایتخت هندوستان برگزار می شود. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی دانشگاه دهلی نو برگزار کننده این همایش است. در این همایش بنا است تصورات و تعریفهای گوناگونی که از فرهنگ در جوامع معاصر وجود دارند به بحث گذاشته شوند. این همایش همچنین در صدد است تأثیری که هنرمندان، نویسندگان و نخبگان بر تلقی افراد از فرهنگ می گذارند به بحث گذارد. در این همایش نیز مانند بسیاری از همایشهایی که در چند سال اخیر برگزار شده اند نسبت تنوع فرهنگی با وحدت تمدنی و فرهنگی مورد توجه خواهد بود. 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:29 توسط علیرضا تابش |